
وجوج دلبندم، عکاس باشی عزیزم، نیمای قشنگم اومدم بنویسما بعد دیدم غمم گین بوده این چند وقت!بدونین زندگی در جریانه، زرت و زورت جشن میگیریم، پفیلا میپاشیم سر هم ، کاکتوس بهم هدیه میدیم ، بلند بلند میخندیم، دست رسمی میدیم، یه روزایی قهر میکنیم، هی قرار دور دور میذاریم، تو بغل هم های های اشک میریزیم، قل...
ادامه مطلب
دلم تنگ شده برای اون شبایی که گوشی ریزه میزمو میگرفتم تو دستم و میرفتم زیر پتو و وبلاگاتون رو باز میکردم و میخوندم! فکر میکنم زمستون بود چون حسی که الان از این دلتنگی دارم اینه که هم سرم گرم میشد هم دلم...فکرم پرت دنیاهای تک تکتون میشد و حالم خوب...انگار که دارم قبل خواب هزار داستان میخونم... دیشب ...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
باید حرف میزدیم،باید با هم حرف میزدیم،زیاد...ولله مع الصابرین......
ادامه مطلب
شادم از ازدواج دو تا دوست مجازی،لبخند میزنم و خدا رو شکر میکنم!اشکام میاد،طاها تب کرده،بغض دارم با ی عالم حرف تو سینم ک هیچکس حاضر به شنیدنشون نیست،یعنی همدردی نمیکنن،نیت فضولیه و نقل دهن!-آن را ک وفا نیست...هیچی اصن!خامشی شرط وفا داری بود غوغا چرا؟!...
ادامه مطلب
اشک شد و چکید...:-(...
ادامه مطلب
بلندتر گریه کن!بلندتر لعنتی!بذار بقیه بیدار شن!...
ادامه مطلب
چه میشه کرد با این دل ظلوم و جهول!...
ادامه مطلب
گمونم هورمون ها به بالاترین حدشون رسیدن!خلاصه ک وفا کن و خوش باش بیچاره!...
ادامه مطلب
رویاهاتو محقق کن مرد!...
ادامه مطلب
ای کاش ما جای اونا بودیم!روی صفر قلبیم افتاده ای،به نفسی بندی...هوس آه کشیدن دارم،آه از آن روز ک رسوا بشویم!...
ادامه مطلب
به شدت خرابم،باید تمرین کنم عدم رو...وجود واقعی،وجود خیالی،وجود فرضی،وجود نداره اصن،وجود،مردی،غیرت،وجود دارم،وجود ندارم!تمرین کنم وجود نداشتن و سهم نداشتن رو،بعدتر وجود داشتن و سهم داشتن،شاید به عکس حتا!چی میگم!...
ادامه مطلب
فکر نکن نخندیدم نفهمیدم!تو هوای گرگ و میش به تک ستاره ی آسمون خیره شدم!کیفم کوکه!رمان میخونم،نقاشی میکشم،آشپزی و کلن حس خوبی دارم!بر خلاف روزای قبل!باید دوباره پاشم!باید!...
ادامه مطلب
همین!هوا محشر است ولی چه بی تابانه بی تاب هواتم!...
ادامه مطلب
حتا اگر تمام شهر زلیخا شود...!...
ادامه مطلب
باید برم پیش ی روانشناس کاربلد،صفر تا صد این حال خراب رو بگم،و اون آدم بی طرف مهربون مذهبی دانا گره از غم این روزها باز کنه و نخ بادبادک فرداها رو دستم بسپاره،خیالمو تخت کنه و بگه از حالا بدو تا بالا بری!بالای بالا!...
ادامه مطلب
2ساعته سعی میکنم بخوابم!سکوت مطلق،تاریکی مطلق!اما خیالات تو سرم امون نمیده!لعنت به نامرد و نامردی!خرابم!خیلی وقته!آهم نت فالشه!خراب میکنه،منو،ملودی زندگیمو،توی توی زندگی منو!-طوطی شدم وقتی طوطی شدن مد نبود!-حلالم کن امیرحسین!...
ادامه مطلب
تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...
ادامه مطلب
تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...
ادامه مطلب
تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...
ادامه مطلب