
بهم گفت به شادی بپوشیش و مگه میشه مشکی رو توی شادی پوشید... این سومی...کاش آخری باشه... دیگه نمیتونم! این حجم از غم برام زیاده... این حجم از فشار و ناراحتی... ضعیف شدم...زیاد... اشکم اومده دم مشکم! خدای بعض و صدای لرزون... من این ادم نیستم! میگذره ولی به غم... بارون هم شدتش رو زیادتر میکنه... آخ از حال دلم... ...
ادامه مطلب
دارم اشک میریزم،صدام بلند نشد،سومین ماه هم گذشت...فکر نمیکردم انقدر پریشون باشم!خدایا خودت آرومم کن!از دلم از منطقم خسته شدم!...
ادامه مطلب
انصافن زینب موسوی،بهزاد قدیانلو،مریم کشفی،محمد معتضدی نباید حذف میشدند!-عاشق مریمم با زنیتش و حسین با متن خوبش!...
ادامه مطلب
گمونم هورمون ها به بالاترین حدشون رسیدن!خلاصه ک وفا کن و خوش باش بیچاره!...
ادامه مطلب
ای کاش ما جای اونا بودیم!روی صفر قلبیم افتاده ای،به نفسی بندی...هوس آه کشیدن دارم،آه از آن روز ک رسوا بشویم!...
ادامه مطلب
تو یک مهربان ساده دل هستی ک ادای مغرورها را در می آورد!به دست آور دل من را،مصفا کردنش با من!...
ادامه مطلب
هم رنگ دلم عاشق و درویش ندیدم!پکیدم،پکیدم،پکیدم!...
ادامه مطلب
ماه رو،ی قرص کامله!لعنت بهت!لعنت بهت!من نباید این موقع شب وسط حال بشینم و فکرم از موم پریشونتر باشه!...
ادامه مطلب
حتا اگر تمام شهر زلیخا شود...!...
ادامه مطلب
باید برم پیش ی روانشناس کاربلد،صفر تا صد این حال خراب رو بگم،و اون آدم بی طرف مهربون مذهبی دانا گره از غم این روزها باز کنه و نخ بادبادک فرداها رو دستم بسپاره،خیالمو تخت کنه و بگه از حالا بدو تا بالا بری!بالای بالا!...
ادامه مطلب
تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...
ادامه مطلب
تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...
ادامه مطلب
گفتش "من" واسه تو میمیرمو تو واسه ی چوری چیات!گفتم هیچ وقت خودتو با چیزی قیاس نکن!-دعا کنین برام!...
ادامه مطلب
با اعصاب خوردی ناشی از رد کردن خواستگار!-کسی حرف بزنه امروز خونش پا خودشه!...
ادامه مطلب
نمازمو خوندم،باطل بود...باطل بود...:-(-داره چی به سرم میاد؟!داغوونم،داغوونم!...
ادامه مطلب
ماه باردار است،با آن شکم ورقلمبیده دهن کجی میکند،از چاک دلش نمک میپاشد،دلم شور میزند،ستاره ها را به گوشهایم آویزان میکنم!ساعت بی وقفه جان میکند،وقت بی خوابیست!+_+...
ادامه مطلب
هر دم ازین باغ، مگسی میرسد...-حمید خر است!...
ادامه مطلب
ی روز وقتی اینباکسمو باز کردم سلکت آل و سپس دیلیت رو میزنم !ب موم قسم میزنم!+رگمو،قیدتو......
ادامه مطلب
دو تا قنوت میگیرم،سه تا تشهد میخونم،نیستم ...مثه زن بارداری ک بهش میگن بچت ناقصه...میخوای سقطش کنی یا نگهش میداری؟!نمیخونم،میخونم،هستم،نمیفهمم!...
ادامه مطلب
خواب مرا نمیبرد،یار مرا نمیخرد...-مجری گفت:بیاد آنهایی ک بین ما نیستند...از اونجا ب بعد دیگه نمیشنیدم،نمیدیدم!میتونست با احمد و کامران سلفی بندازن و با لباسای گشاد مضحک مسخره بازی دربیارن!ولی 2ساله ک نیست!خاک انقدر سرده؟...
ادامه مطلب