آی بدم میاد...

متن مرتبط با «همانا با یاد خدا» در سایت آی بدم میاد... نوشته شده است

تا چشم بهم زدم ابان شد...

  • نیلوبلاگ

    باز هم گوشیم کشوندم که بیام حافظشو خالی کنم!اولین استیکر بلاگم...بدم نیست! واوف از قیمتها! انقدر این چند وقت مهر فشار روم بود و هست که پریشب یه حمله عصبی بهم دست داد... از درد خوابم نمیبرد... رفتم نوا...

    ادامه مطلب
  • باز هم غم

  • نیلوبلاگ

    بهم گفت به شادی بپوشیش و مگه میشه مشکی رو توی شادی پوشید... این سومی...کاش آخری باشه... دیگه نمیتونم! این حجم از غم برام زیاده... این حجم از فشار و ناراحتی... ضعیف شدم...زیاد... اشکم اومده دم مشکم! خدای بعض و صدای لرزون... من این ادم نیستم! میگذره ولی به غم... بارون هم شدتش رو زیادتر میکنه... آخ از حال دلم... ...

    ادامه مطلب
  • به امید خدا

  • نیلوبلاگ

    یه روز گوشیمو برداشتم بالا پایین کردم، شماره هایی که هنوز حفظ بودم و رو تو ذهنم مرور کردم، بعد به خودم گفتم که چی؟! زنگ بزنی بگی چی؟! از خودت بگی؟! بخوای از خودشون بگن؟! فقط حالشونو بپرسی!خب بعدش چی؟!...

    ادامه مطلب
  • و قسم به من و اشتباهاتم...

  • نیلوبلاگ

    یه اتفاقایی تو زندگی آدم میفته که باعث میشه دیگه اون ادم احمق سابق نباشی و این خیلی خوبه!...

    ادامه مطلب
  • که یادت نیاد چند پاییزه!

  • نیلوبلاگ

    وقتی از شب قبلش تو فکری و بی خواب! وقتی اون پسره ریشو از تو ماشینش بوس میفرسته! وقتی همکارت تا ظهر هی میاد و میره ببینه خوبی یا نه! وقتی میشینن جلوت و بد رفیقتو میگن! وقتی زنگ میزنن و میگن تموم مسیر ...

    ادامه مطلب
  • حالتی رفت ک محراب به فریاد آمد!

  • نیلوبلاگ

    اشک شد و چکید...:-(...

    ادامه مطلب
  • اول حبیب من به خدا بی وفا نبود!

  • نیلوبلاگ

    نبود...شد...کردنش...کردمش شاید......

    ادامه مطلب
  • باروتم!

  • نیلوبلاگ

    بارونم!هر چی اصن،مگه فرقیم میکنه؟...

    ادامه مطلب
  • آن شلیل با من آن کرد که چنگ رودکی با امیر سامانی!

  • نیلوبلاگ

    از درد میخوام فریاد بزنم،داد بزنم!خرابم!4شنبه میرم یونی!...

    ادامه مطلب
  • ماه بالای سر آبادیم ول کن که نیست!

  • نیلوبلاگ

    فاالواقع خواب نمیبرد مرا!...

    ادامه مطلب
  • اما تو کوه درد باش!

  • نیلوبلاگ

    ای کاش ما جای اونا بودیم!روی صفر قلبیم افتاده ای،به نفسی بندی...هوس آه کشیدن دارم،آه از آن روز ک رسوا بشویم!...

    ادامه مطلب
  • روزت مبارک من جان!

  • نیلوبلاگ

    آه از بی ارزش شدن!...

    ادامه مطلب
  • خدا میداند چقدر قربان صدقه اش رفتم!

  • نیلوبلاگ

    تو یک مهربان ساده دل هستی ک ادای مغرورها را در می آورد!به دست آور دل من را،مصفا کردنش با من!...

    ادامه مطلب
  • خدایا فقط خودت!

  • نیلوبلاگ

    گلهات خشکید،اشک روی گونه هام هم!احساسم،احساسم ولی در نوسانه!گاهی عشق،گاهی ناامیدی!چی بود؟!بی تفاوتی!نمیتونم،نمیشه!لعنتی دوست داشتنی نفرت انگیز خوب دور از دسترسم!...

    ادامه مطلب
  • شاید فردا صبح مامان با ی جنازه با موهای سفید مواجه شه!ببار لعنتی!

  • نیلوبلاگ

    ماه رو،ی قرص کامله!لعنت بهت!لعنت بهت!من نباید این موقع شب وسط حال بشینم و فکرم از موم پریشونتر باشه!...

    ادامه مطلب
  • هوای بارانی خراب است وقتی حال خراب باشد!

  • نیلوبلاگ

    همین!هوا محشر است ولی چه بی تابانه بی تاب هواتم!...

    ادامه مطلب
  • خدای تو و یوسف یکیست!

  • نیلوبلاگ

    حتا اگر تمام شهر زلیخا شود...!...

    ادامه مطلب
  • نبایدکسی رو قضاوت کرد!

  • نیلوبلاگ

    تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...

    ادامه مطلب
  • صداش میاد!

  • نیلوبلاگ

    تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...

    ادامه مطلب
  • خدا داند و دلم!

  • نیلوبلاگ

    تاس طوسی بودم،یه دختر نجبادی بودم ،650 بودم،سوکولی بلاگفا بودم،شیکر تاغار بودم...میرسد قاصدکی شدم...ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیباین چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟شاه خوبانی و منظور گدایان شده ایقدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟...

    ادامه مطلب