میرسد قاصدکی... - تاریخ: 1401/7/11 ساعت: 3:31
میرسد قاصدکی... https://ta3tu30.blog.ir/ تاس طوسی سابق! fa https://blog.ir/ //bayanbox.ir/view/8713407312324315613/tree.jpg میرسد قاصدکی... https://ta3tu30.blog.ir/ Tue, 14 Sep 2021 15:11:37 +0430 دلم تنگ شده https://ta3tu30.blog.ir/post/1338 <div style="direction:rtl"><p>دلم تنگ شده برای اون شبایی ...
دلم کتاب خوب میخواد... - تاریخ: 1401/2/2 ساعت: 22:06
وجوج دلبندم، عکاس باشی عزیزم، نیمای قشنگم اومدم بنویسما بعد دیدم غمم گین بوده این چند وقت!بدونین زندگی در جریانه، زرت و زورت جشن میگیریم، پفیلا میپاشیم سر هم ، کاکتوس بهم هدیه میدیم ، بلند بلند میخندیم، دست رسمی میدیم، یه روزایی قهر میکنیم، هی قرار دور دور میذاریم، تو بغل هم های های اشک میریزیم، قل
دلم تنگ شده - تاریخ: 1401/2/2 ساعت: 22:06
دلم تنگ شده برای اون شبایی که گوشی ریزه میزمو میگرفتم تو دستم و میرفتم زیر پتو و وبلاگاتون رو باز میکردم و میخوندم! فکر میکنم زمستون بود چون حسی که الان از این دلتنگی دارم اینه که هم سرم گرم میشد هم دلم...فکرم پرت دنیاهای تک تکتون میشد و حالم خوب...انگار که دارم قبل خواب هزار داستان میخونم... دیشب
بی حوصله وار - تاریخ: 1399/9/17 ساعت: 6:06
تقریبن یه هفته پیش بود یه تور گذاشتیم، برای اینکه اهیجان راه بندازم نوشتم تخم اومدنشو داری! نمیدونم چرا انقدر همه بد و بیراه که تو دختری و از تو بعیده این حرف و کلی جانماز آب کشیدن! حالا من میشناسمشون
تا چشم بهم زدم ابان شد... - تاریخ: 1399/9/17 ساعت: 6:06
باز هم گوشیم کشوندم که بیام حافظشو خالی کنم!اولین استیکر بلاگم...بدم نیست! واوف از قیمتها! انقدر این چند وقت مهر فشار روم بود و هست که پریشب یه حمله عصبی بهم دست داد... از درد خوابم نمیبرد... رفتم نوا
چه تاریخ شیکی - تاریخ: 1399/9/17 ساعت: 6:06
امروز داشتم تاریخ میزدم همه رو بی هوا زدم 8.8.98 ...یهو به خودم اومدم...عکس گرفتم ازش براش فرستادم و نوشتم مبیبینی... نشد برم امروز و ناراحتترینم...دارم سرم رو خلوت میکنم... باید بیشتر برای خودم وقت ب
باز هم غم - تاریخ: 1399/9/17 ساعت: 6:06
بهم گفت به شادی بپوشیش و مگه میشهxa0 مشکی رو توی شادی پوشید... این سومی...کاش آخری باشه... دیگه نمیتونم! این حجم از غم برام زیاده... این حجم از فشار و ناراحتی... ضعیف شدم...زیاد... اشکم اومده دم مشکم! خدای بعض و صدای لرزون... من این ادم نیستم! میگذره ولی به غم... بارون هم شدتش رو زیادتر میکنه... آخ ...
به امید خدا - تاریخ: 1399/3/22 ساعت: 21:36
یه روز گوشیمو برداشتم بالا پایین کردم، شماره هایی که هنوز حفظ بودم و رو تو ذهنم مرور کردم، بعد به خودم گفتم که چی؟! زنگ بزنی بگی چی؟! از خودت بگی؟! بخوای از خودشون بگن؟! فقط حالشونو بپرسی!خب بعدش چی؟!
تجاوز چیه مگه؟! - تاریخ: 1398/12/24 ساعت: 23:53
وقتی که خودت حالت از خودت بهم میخوره...بسکه لباسات بدن...صورتت پر موئه و کلی جوش ریختی بیرون...عرق کردی و موهات چربن...و دلت میخواد از بی خوابی مطلق بری یه گوشه مثه سنگ بیفتی...یکی ازت تعریف کنه و بغلت کنه و بگه مثه مسکنی تجاوز نیست؟!
و قسم به من و اشتباهاتم... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 15:06
یه اتفاقایی تو زندگی آدم میفته که باعث میشه دیگه اون ادم احمق سابق نباشی و این خیلی خوبه!
مثل همین تاریخ! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:02
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 اومدم منتشرش کنم ولی دست دلم نرفت!مال خیلی وقت پیشه! مال همون شبی که قرار بود دیگه شبم صبح نشه! یه جایی از متنش نوشته بودم " یه روزی میرسه که میبینی صمیمی
که یادت نیاد چند پاییزه! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:02
وقتی از شب قبلش تو فکری و بی خواب! xa0وقتی اون پسره ریشو از تو ماشینش بوس میفرسته! وقتی همکارت تا ظهر هی میاد و میره ببینه خوبی یا نه! وقتی میشینن جلوت و بد رفیقتو میگن! وقتی زنگ میزنن و میگن تموم مسیر
برسد به دست ملک الموت! - تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 21:50
دکتره پنل دارو را باز کرد و تایپ کرد دیفن که یعنی توی این گرمای سگی سرماخورده ام، پلک چپم سه روز است که میپرد، غدد مرتبط و غیر مرتبطم دارند زور میزنندهورمون های زنانه ام را به حد قابل قبولی برسانند،قفسه سینه ام سنگین است،زورم به آتش فشان های چرکی صورتم میرسد،1سال و نیم پیش هم میگفتند سرماخوردی،اگر ب...
یکسال پرتلاش گذشت... - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 0:02
ولی فقط گذشت,... هیچ چیز عوض نشد، جز احساسم نسبت به پوچ بودن زندگی! به پوچ شدن آدما و روابطشون و حرفا و عملشون! از خودم و تلاشم در راستای بهتر زیستن هنوز راضی نیستم! باز هم تلاش و تلاش و تلاش! +ممنون که به یادم بودین! :) نمینویسم ولی هستم،آدرس بذارین! +فیلم و سریال و کتاب و آهنگ خوب معرفی کنین!
یکسال غم انگیز گذشت! - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 2:16
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را،ک سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را...+آخ از امکان ارسال پیامک بلاگ...میبندمش!که دلم نلرزه چیزی بفرستم یهو...!
بی تفاوت بودنم را گریه می ریزد به هم...! - تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 10:30
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به لحن معین:دلم تنگته! - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:28
[unable to retrieve full-text content]باید حرف میزدیم،باید با هم حرف میزدیم،زیاد...ولله مع الصابرین...
لبخند دلقک طور! - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:28
[unable to retrieve full-text content]شادم از ازدواج دو تا دوست مجازی،لبخند میزنم و خدا رو شکر میکنم!اشکام میاد،طاها تب کرده،بغض دارم با ی عالم حرف تو سینم ک هیچکس حاضر به شنیدنشون نیست،یعنی همدردی نمیکنن،نیت فضولیه و نقل دهن!-آن را ک وفا نیست...هیچی اصن!خامشی شرط وفا داری بود غوغا چرا؟!
هر شب دارم جون میدم! - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:28
[unable to retrieve full-text content]لعنت به دل بی کس من!
حالتی رفت ک محراب به فریاد آمد! - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 1:28
[unable to retrieve full-text content]اشک شد و چکید...:-(

برچسب‌های مرتبط

ساعت چند؟ | ساعت چند سال تحویل میشود | ساعت چند سال تحویل میشه | ساعت چند است به وقت ایران | ساعت چندکاره پراید | ساعت چند عید است | ساعت چند الان | ساعت چند تکه | تفاوت معنادار در آمار | تفاوت معنا و مفهوم