تا باز نکردن کشوی پایینی کمد لباسیمو بندازم گردنش!دستم برا بستن اون جعبه ی زرد کشویی میلرزه،میدونی که کدومومیگم؟درست ازشهریور پاره ای از روحمو تو اون کشو حبس کردم!ک بمونه و بپوسه!ک برا خودش نقشه نکشه!جلوجلوخیال نبافه!باید ی چک میخورد همون شب تا سرعقل بیاد!
برای دل چرک شدنم دنبال مقصرم،برا انگیزه نداشتن و بی رغبتیم!
فقط خودم مقصرم!فقط خودم!:-(
لعنت بهم!لعنت بهت!
برچسب:
نویسنده: زهرا حکیمی
تاريخ: سه
شنبه
3 اسفند
1395 ساعت: 17:03